روزنامه شرق

27 آذر 92

مقدمه‌ای برای هفته‌های بعد
 
بهاره رهنما
 
تغییراتی که از این به بعد در این ستون خواهید دید، نه‌ دلیل مهربانی و دل‌رحمی نگارنده آن و نه به‌هیچ‌عنوان حرکتی سازماندهی‌شده و از پیش تعیین‌شده برای زیر سوال‌بردن کس یا کسانی است. به طور مشخص قصدم از تغییراتی که اینجا خواهم داد بررسی یک آسیب اجتماعی خیلی جدی است که دارد کنار گوشمان و جلو رویمان اتفاق می‌افتد و تقریبا همه‌مان نسبت به آن بی‌تفاوت و شاید کمی ضدضربه شده‌ایم: کودکان کار. 10سال پیش دیدن یک بچه سه‌ساله لای چرخ‌های ماشین سر چراغ‌قرمزها و بزرگراه‌های این شهر اتفاق عجیبی بود حالا اما انگار دارد این موضوع تبدیل به یکی از تصویرهای روزمره تهران، مثل درختان و تیرهای چراغ برق و نرده‌های کنار بزرگراه‌ها می‌شود. اینکه داریم عادت می‌کنیم به شهری که کارکردن کودکان سر چهارراه‌هایش اتفاق ساده‌ای است، نوعی از تسری خشونت در شهر ماست که اتفاق خوشایندی نیست و خیلی هم خطرناک است. بارها گفته‌ام و گفته‌ایم که ایرانِ فردا را همین کودکان می‌سازند، نه فقط کودکان ما که از امنیت، رفاه و بهداشت نسبی بهره‌مندند، بلکه همه کودکان. به عنوان سفیر انجمن حمایت از حقوق کودک، موظفم این نکته را به مدیران و شهروندان یادآوری کنم که طبق کنوانسیون حقوق کودک که ما سال‌هاست به آن پیوسته و موظف به اجرای مفاد آن هستیم فارغ از هر مرز جغرافیایی و دینی یا قومیتی به هر انسان زیر 18سال کودک اطلاق می‌شود و یکی از حقوق مهم این کودکان حق بهره‌برداری از تحصیل و بهداشت است که دولت‌های عضو با کمک نهادهای ذی‌ربط مثل شهرداری باید چاره‌ای بیندیشند تا این حداقل امکانات برای همه کودکانی که در ایران زندگی می‌کنند، حتی کودکان تبعه کشورهای دیگر حتی افغانستان اعمال شود. تا همین‌جا برایتان می‌گویم تا از هفته بعد با رویارویی کوتاهی با خود این بچه‌ها و شاید سوالاتی از مسوولان مربوطه ببینیم آیا می‌شود این زشتی و ناهنجاری بزرگ را از مناظر شهری‌مان پاک کنیم یا نه؟ در آدرس اینترنتی زیر می‌توانید از این پس پیشنهادات و نظرات خود را در این زمینه برای همراهی با ما ارسال کنید: 
http://childsafir.persianblog.ir