25 دی 92
روزنامه شرق
یک حرف، یک نگاه
برای بچه‌های «شین‌آباد» که پشت در ماندند
بهاره رهنما

از «شین‌آباد» آمده بودید از راه دور می‌دانم جایی دورتر از کرمان و می‌دانم به سختی آمده‌اید، می‌دانم که این‌بار برای احقاق حق نیامدید، می‌دانم که تقاضایی هم نداشتید، جز اندکی لبخند، حز دیدن آنها که دوستشان دارید: مهران مدیری، پگاه آهنگرانی، پیمان قاسم‌خانی، امیر ژوله، بزرگمهر حسین‌پور، رامبد جوان، مهتاب کرامتی و که و که و که می‌دانم که به شوق آمدید و بس، شوق جشن مجله چلچراغ که شاید خیلی از شماها با چند روز تاخیر بالاخره به دستتان می‌رسید و می‌خواستید از نزدیک در شوق دست‌اندرکاران مجله که می‌خواستند از شماها و آنها که دوستشان دارید تقدیر کنند سهیم باشید اما نشد با وجود داشتن چندین مجوز و ازدحام نزدیک به هزارو800نفر پشت در برج میلاد یک‌ربع مانده به شروع مراسم، از اجرای مراسم جلوگیری شد و شماها با مردم دوست‌دار «چلچراغ» و باقی میهمان‌ها در سرمای پشت در ماندید و من و آقای خلیلی رفتیم روی سکو و بی‌بلندگو، از همه عذرخواهی کردیم، بچه‌ها چند شب قبل آقای رییس‌جمهور حرف‌های قشنگی زد، اصلا همه رییس‌جمهور‌ها حرف‌های قشنگ و خوب می‌زنند و امید در دل بچه‌ها می‌کارند، اما من شک ندارم آقای رییس‌جمهور با تدبیر ما، برای شما توضیحی خواهد داشت چون من ندارم و مثل شما نفهمیدم جشن یک مجله مردمی نوجوان‌پسند با اهداف فرهنگی چرا برگزارشد، همه میهمانان به کنار، به خاطر دل بچه‌های «شین‌آباد»  من که اصلا از ذوقم بخش مربوط به اجرایم را بر هم زدم تا کنار این بچه‌ها باشم فردایش که چلچراغی‌ها به دیدن بچه‌ها رفتند از فشار قلب افتادم تا آخر شب در گوشه بیمارستان قلب و فقط اشک ریختم و فکر کردم پس چه کار فرهنگی برای بچه‌ها می‌شود کرد؟
بچه‌های «شین‌آباد» دستتان و قدم‌های خسته‌تان را می‌بوسم.

http://sharghdaily.ir/?News_Id=30225